هوش درباره‌ی قدرت پیشبینی است. برای همین است که تستهای هوش، عموما بر پیدا کردن پترنها تمرکز دارند. یعنی اگر گزینه ی یک پنج ضلعی است، گزینه دو مربع و گزینه سه مثلث احتمالا گزینه‌ی چهار باید خط راست باشد. چرا؟ چون هرچه جلو میرویم یک ضلع از شکل هندسی ما کم میشود. کسی که بتواند این پترن را پیدا کند، امتیازی برای هوشمندی میگیرد. چرا؟چون میتواند آینده را پیشبینی کند. موجودی که بتواند پیشبینی موثر تری داشته باشد بقائش در جنگل تضمین میشود. زنده میماند و تکثیر میشود. هوش مصنوعی همین یک ایده است. توانایی پیشبینی کردن. الان برای پیشبینی هایی که کمتر از ده ثانیه از انسان زمان میبرد خوب است، احتمالا در آینده هم بهتر از ما میشود و تمام.

حالا در کانتکست بالا، ایده‌ای مطرح است. اعتماد، توان پیشبینی پذیری رفتار دیگری است در نگاه ما. یعنی ما به کسی که بتوانیم بهتر پیشبینی کنیم رفتارش را اعتماد بیشتری میکنیم. حالا چرا ساخته شدن اعتماد زمان بر است؟ بخاطر این که تمرین دادن مدلهای هوش مصنوعی زمان بر است. شما یک فرد را باید در صدها موقعیت متفاوت بسنجید تا ذهن بتواند یک مدل مناسب از بسازد.

برای همین است که اعتماد زمانبر است. و برای همین است که وقتی رفتار پیشبینی نشده ای بروز میدهید اعتماد دیگران به شما خدشه دار میشود. چون مدلی که از شما دارند را نامعتبر میکنید. ساختن مدل مجدد زمان بر است.

با همین فرمول، زرنگتر ها احتمالا قالبهای آماده دارند برای دسته بندی آدمها و سریعتر تصمیم گرفتن درمورد این که به آنها اعتماد کنند یا که نه. در عین این که فرایند اعتماد را موثر تر میکند اما باگ هم دارد. احتمال خطای استفاده از مدلهای آماده بالاست. برای همین زرنگترها خطاهای بزرگتری را ممکن است در اعتماد به آدمها انجام دهند.

با همین فرمان، هرچه متفاوت تر باشید، جامعه سخت تر به شما اعتماد میکند. چرا که طبق مدلهای از پیش موجود انسانها رفتار نمیکنید. برای همین هنرمندها و کارآفرینها از عدم پذیرش مینالند. وقتی طبق مدلهای موجود رفتار نکنید اعتماد سخت تر است.

درسهای پرکتیکال هم این که، از زود اعتماد کردن باهوشها نباید تعجب کرد. از عدم پذیرش خلاق‌ها هم همینطور. و برای ساختن رابطه نیاز به زمان است و زمان. مایکروفر نداریم.