سال سوم دبیرستان بود، یا چهارم. نمیدونم. حمید اومد گفت: صدرا یه رپر پیدا کردم. خداست. گفتم اسمش چیه؟ گفت: علی سورنا. به اسمش خندیدم. گفتم: اسم البوم چیه؟ گفت : مرد تنها. نگفتم که رمانتیسیسم عنوانش حالم رو به هم میزنه. صدای ناپختهی علی اون روزا رو متنی نشسته بود که فرق میکرد بارپی که حتا آمریکاییها میشنیدیم. واسه مایی که اون روزا کلهمون داغ بود و عطش اعتراض نوجونیمون رو کسی نبود پاسخ بده. ستارهی قبلی همه دربهدر غربت بودن و یه مشت بچه که ابتذال نقطه اشتراک همهشون بود شده بودن مین استریم. علی اونجا یه صدای نجات بخش بود. بعدا فهمیدم میشه بهش گفت رپ آوانگارد یا الترناتیو، بعدا خیلی چیزای دیگه هم فهمیدم مثلا این که از رو اسم و عنوان قضاوت نکنم.
رید هافمن آقای لینکدین آمریکاییها یه کتاب داره اسمش هست: استارت آپ آف یو. ترجمهش نمیشه استارت آپٍ تو. میشه تویی که استارت آپی. ایدهش اینه که خودت رو به جای یه آدم یه شرکت در نظر بگیر که رشد لازم داره. نیاز به مارکتینگ داره. نیاز به پروداکت داره و قص الی هذه. با همین فرمون میتونی نرخ رشد هفتگی ده درصد در نظر بگیری و ... مارکسیست کوچولوی وجودم میگه: سرمایه داری چقدر بیحیا شده که میاد مستقیم میگه تو یک کورپوریشنی نه انسان ولی نسیم طالب وجودم نمیذاره ادامه بده. سیستم اینطوری کار میکنه،چه خوشت بیاد، چه نیاد. بگذریم حرف هافمن رشد کردنه. و رشد کردن هزینه داره آقا، بد هزینه داره.
یه بار تو اتوبوس به حمید گفتم چرا تو مدیوم رپ آرایه نداریم؟ گفت شاید نمیشه. علی نشون داد میشه. تموم کوچه های شهر من رو عطسه کرد. شاید کل البوم جدیدش همینه.میشینه به دل مخاطب؟ باید پرسید کدوم مخاطب؟ من شاید هنوزم که هنوزه علی آوار رو ترجیح میدم. هنوز ترجیح میدم بامن قدم بزن بشنوم. هرچند بزرگ شدم ولی نمیشه آدم ها رو یه جا نگه داشت میشه؟ نه. بعضیا سرجاشون میمونن بعضیا نه. زدبازی هنوز که هنوزه داره تابستون کوتاهه رو تکرار میکنه، آیا میشه گوششون داد؟ بستگی به مخاطب داره. از لات فیلسوفی که مرد تنها رو خوند تا هنرمند آبسترهای که کویر رو خونده چند سال فاصلهست. هم ما بزرگ شدیم هم علی. هم ما رشد کردیم هم علی. اون وسطا آلبوم آوار نقطهی میانه بود. بین لات بودن و فیلسوف بودن، نقطه اوج بود. واسه البوم های بعد دیگه نه ما اون ادم قبلی بودیم نه علی. هم ما رشد کردیم، هم علی.

درخت که رشد میکنه هرسش میکنن. این هزینهی رشده. هزینهی رشد ما آدمام هرس شدن. هرس شدن روابط. یکیشون تنبله، یکی شون روانی ناپایداره، یکی مایندستش کوچیکه، یکی شون خوبه ولی قطار شهربازیه ازهمونا که خوش میگذره ولی جایی نمیبرتت. هرس آدمها هم درد داره حقیقتا، درخت که نیستیم. هرس میکنی دردشون میگیره دردت میارن. سخت میشه همه چی. ولی هزینهست که باید بابتش بدی. کاریش نمیشه کرد. رشد کردن هزینه داره.
علی بعد نگار خیلی چیزا رو هرس کرد. رابطهش با ایران رو. یه جورایی اومد به درون از بیرون.ولی نشد به نظرم. شاملو یه جا میگفت من شاعر بین المللی نیستم. کاریشم نمیشه کرد. علی هم یه جورایی همینه داستانش. ایران هنوز تو کاراش پررنگه. شاید هیچوقت اسمش رو نیاره، شاید فنهای کودنش نفهمن منظورش تو ترک نمیدونم با کی و چیه، شاید بخاطر خیلی از نفهمیدن ها هیچوقت ترک گربه رو نداد بیرون اما ایران همیشه دغدغهش بوده و هست. هم خوبه هم بد. اگه نقش اول مرد تنها برادر بود و نقش اول نگار فرزند دختر نداشته، نقش اول کویر مادر بود. البته که علی میگه من پسر صلحم ولی ننه م سرزا رفت تا بدونیم هنوز که هنوز نصف حرفاشو داره خطاب به ایران میزنه. رابطهای که نمیتونه هرسش کنه.
زاکربرگ قبلا درباره دین میگفت اهمیتی نمیدم. برام موضوع مهمی نیست.اما از وقتی خیز برداشته برای پرزیدنت شدن میگه نه فهمیدم دین خیلی مهمه، چرا؟ چون رابطه ش با ادما مهمه.چون اگه به اون ادمها اهمیت نده از رییس جمهور شدن خبری نیست.حالا مثل احمدی نژاد پا میشه خونه به خونه سفرهای استانی دورتا دور آمریکا میره. خدا قبول کنه ازش.
علی واقعا تو رابطهش با مخاطب تجدید نظر کرد. لایو گذاشت. شاید آدم بگه یه لایو چیه مگه ولی خیلی چیزها تغییر کرد بعدش. از اون پوستهی هیولاییش اومد بیرون دیدیم اونم تپق میزنه اونم سیگار میکشه اونم میره تو آشپزخونه دنبال فندکش بگرده اونم خیلی چیزهای دیگه. علی میدونه رابطه با ادمها مهمه.
مهندس تو بیانیه معروف شونزدهم گفت دارن تو خیابونا با سایه ها میجنگن. حقیقتش اینه که بعد این سالها فهمیدیم همهی ما داریم با سایهها میجنگیم. مشکل ما بردن یه مسابقه نبود کما این که بعدا بردیم، مشکل ما دشمنیه که نمیدونیم کیه.مشکل ما مشکلیه که نمیدونیم کجاست، مثل یه طرفدار لیورپول که نمیدونه تیمش چرا هیچوقت قهرمان نمیشه. همهی ما داریم با سایهها میجنگیم. و شاید توی جنگ با این سایهها همین مدیوم گنگ و نامفهوم و ابسترکت بتونه کاری کنه. میگن رپ مبتذله، میگن رپ وحشیه، از سن من و دغدغه های من گذشته که ازش دفاع کنم یا بگم الترناتیوش فرق میکنه، ولی تو دنیایی که مقاله نوشتن سریع القلمها کمکی به تغییرش نکرده، شاید این سریع الکلامها بتونن مرهم زخمی باشن.