همیشه علاقه زیادی به سیستم های روبه کمال داشته ام. بارسلونا زمان گورادیولا، یا اپل چند سال پیش. به شکل غریبی نزدیک به کمال بودند. موفقیت پشت موفقیت. یک نوع رضایت صددرصدی را برای هوادارانشان بوجود می آوردند.
به اوضاع خاورمیانه نگاه کنید. هیچکس دقیقا هیچکس راضی نیست. اگر خردورزی را به عنوان خط کش تعیین کنیم، چه یک سر انتهایی آن که تندروها قرار میگیرند و چه سردیگر آن که مثلا روشنفکران باشند، هیچکدام از شرایط رضایت ندارد. دسته اول که مسلما هیچوقت از شرایط رضایت نخواهند داشت. به هرحال میشود تصور کرد چرا. حتا اگر قدرت را هم به دست بگیرند، توانایی های اندکی برای اجرای خواسته هایشان دارند. درواقع همیشه یک تضاد را با خودشان حمل میکنند. اگر تندرو هستی، پس درایت کافی برای بردن جامعه به سمت خواسته هایت را نداری. به این دلیل که اگر درایت داشتی تندرو نبودی. آن ها که وضعشان مشخص است، اوضاع هزار سال پیش را میخواهند. میخواهند با جارو جلوی آب دریا را بگیرند. خب معلوم است که نمیشود و برای همین تندروی با نارضایتی گره خورده است تا ابد. اوضاع ما هم که مشخص تر است. تا مرورگر را باز میکنی، کافیست پاپ آپی به سمت اخبار باز شود. تباهی میپاشد بیرون و تورا در اتاقت غرق میکند. اتفاقاتی که می افتد فقط برای ما بهت میگذارد. نه از این جهت که جامعه را نمیشناسیم و نمیدانیم چه خبر است نه.بلکه از این جهت که چطور عوالمی در آن سر دنیا آنقدر پیشرفت کردند و ما این چنین عقب ماندیم.
چیزی که امروز بیشتر به ما فشار می آورد وجود دنیای جدید است. روشنفکر اروپایی در قرون وسطا یک دنیای مدرن را در بقل دستش نمیدید. همه دنیا همان بود. مسلما به ایده هایش هم اعتماد نداشت، چون عملی نشده بود. فقط میدانست یک جای کار میلنگد و احتمالا تلاش میکرد که شرایط را بهتر کند. ما مطمئنیم که یک جای کار میلنگد، در واقع یقیین داریم. چون نسخه های بهتری از دنیا، هرروز در چشم و چالمان فرو میروند. میبینیم که میشود بهتر بود.این آدم را افسرده میکند. وقتی میبینی تقریبا هیچکاری هیچ راه حلی وجود ندارد برای درست کردن این شرایط و این یک نارضایتی مطلقی را برای روشنفکر به ارمغان می آورد. این میشود که سرت را گرم میکنی به ایده هایی که جایگاهشان مال جای دیگری ازدنیاست. سینگولاریتی و خیلی از حرف هایی که خود من میزنم که بحث ما نیست. ما اینجا نهایت دغدغه مان باید این باشد که کسی سر کسی را نبرد و دیگری به صورت کسی اسید نپاشد. توییت کردن حرف های ری کورزویل فرافکنی است. فرار است. به نظرم خاورمیانه دارد به یک سیستم رو به کمال نزدیک میشود. کمال در بدست آوردن نارضایتی همگانی. مثل طرفداران بارسلونا هر فصل از بدست آوردن همه جام های ممکن خوشحال بودند ما هم میتوانیم به تعداد تپه هایمان افتخار کنیم. باید نادان باشی که همه چیز را ربط بدهی به اقتصاد وضع مالی. یک میلیارد نفردر هند زیر خط فقر زندگی میکنند و شرط میبندم که متوسط رضایتشان از ما خیلی بیشتر است. ما نه انسان هندی هستیم و نه انسان آمریکایی راه حل های هیچکدام برای ما جواب نمیدهد خودمان هم که راه حلی نداریم. ما انسان خاورمیانه ای هستیم، غرق شده در تباهی.