ما در ایران، انسان ها را در کمیت میفهمیم. طبیعی است که جمعیت بیشتر را بهتر از جمعیت کمتر میدانیم. حال اینکه این جمعیت بیشتر کیفیتش چه میشود،آموزش، بهداشت، رفاه، آینده اقتصادی موضوعیتی ندارد. مهم آن است که گرسنه نماند که آن را هم خدا روزی رسان است. این میشود که تولیدمثل را به عنوان یک عمل بدیهی و حتا واجب تصور میکنیم. روی صحبتم به جامعه است، نه به هدایت کنندگان آن. حتا اگر از تریبون های رسمی هم فرزندآوری تشویق نشود، در جامعه ما، پس از جمله خبری : فلان زوج بچه ندارند. قبل از این که خواست آن ها مورد پرسش قرار بگیرد، میپرسیم "مشکل از کدومشونه؟". نتیجتا فرایندهای تکاملی به کمک زندگی گله وار آمده و باعث شده است بخش بزرگی از جامعه قبل از بچه دار شدن نیازی به فکر کردن درباره این که اصلا چرا باید بچه دار شوم؟ نکند. کما این که درباره موضوعات بنیادی تری هم این چرا را نمیپرسیم. چرا دانشگاه؟ چرا اینقدر کار کردن؟ چرا ازدواج؟ چرا خانه بزرگتر؟ چرا، چرا و چرا. چرا هایی که نمیپرسیم و زندگی ای که روی مسیری از پیش تعیین شده تا گور پیش میرود. لطفا قبل از تصمیم گرفتن برای یک فرد دیگر این موضوعات را باخودتان مرور کنید.
یک . اگر در این ایران زندگی میکنید و ناراضی هستید از خودتان بپرسید: آیا وارد کردن یک فرد به جنگلی به نام خاورمیانه، که گوشه گوشه ی آن را گروه های بنیادگرا تحت تملک خود درآورده اند، آن هم نه با زور بلکه با تکیه برجامعه هایی که نگرش آن ها را میپسندد، عمل منطقی ای است؟ اگر آن فرد خدای ناکرده دختر باشد، به آینده آن در جامعه ای که عرفا و قانونا زن جایگاه ثانویه دارد، فکر کرده اید؟ اگر پسر باشد به فرایند هایی مثل کنکور، سربازی، پیدا کردن کار در بازار کار آشفته و زندگی در جامعه ای با شاخص شادی و رفاه پایین فکر کرده اید؟ چقدر از زندگی خود راضی هستید که حاضرید فرد دیگری را به دنیایی که در آن هستید، دعوت کنید؟
دو. اگردر ایران زندگی میکنید و راضی هستید: در گام اول بدانید که در اقلیت هستید و درگام دوم چه تضمینی هست که فرزندی که بدنیا می آورید به اکثریت ناراضی نپیوندد؟ منطق تولیدمثل ایدئولوژیک را حتا فارغ از نقد ایدئولوژی آن میفهمم اما یک سوال دارم. در دنیای امروز که رسانه یا به قول شما تهاجم فرهنگی بیشتر از هر زمان دیگری روی نگرش افراد اثر دارد، چه تضمینی است که فرزندی که می آورید، مانند شما فکر کند؟ هزار سال پیش تولیدمثل تضمین شده ترین روش برای افزایش جمعیت معتقدان به یک تفکر بود، اما امروز که رسانه از کنترل قدرت ها درآمده، آیا اثر تولید مثل مانند دیروز است؟ این یک سوال انتقادی نیست، یک پرسش انسانی است. فرزند شما قبل از نحوه تفکرش فرزندشماست. یک انسان است. مطمئنا آرزوی خوشبختی و کامیابی برایش دارید. ده درصد فرض بگیرید که فرزند شما مانند شما فکر نکند(که تاریخ نشان داده احتمالش زیاد است) آیا راضی به زجر و آزار او هستید؟ آیا روش های مختلف تبلیغ و متقاعد سازی برای افزایش جمعیت طرفداران، راحت تر از کار پرهزینه ای مانند تولید مثل نیست؟ که تضمینی هم ارائه نمیکند؟ داستان پسر نوح را که شنیده اید؟ در دنیای امروز هر جا که بنشینی با بدان نشسته ای.
سه. اگر در جای بهتری از دنیا زندگی میکنید: دنیا پر از خطراتی است که ممکن است به زندگی نیارزد. برخلاف تصور رایج، هنوز بخش بزرگی از مردم دنیا حتا در کشور های پیشرفته به خرافات و قوانین احمقانه پایبندند. برای دیدن نژادپرستی متمدن ترین کشور ها به توییتر سر بزنید. در قرن پیش دو جنگ بزرگ ایجاد کردیم که میلیون ها کشته و زندگی پر درد و رنج ساخت و هیچ تضمینی وجود ندارد که باز هم چنین کاری نکنیم.
بیماری های دردناک و تصادف های زیادی وجود دارند که نتوانسته ایم جلوی آن ها را بگیریم. افسردگی در در بین جوامع (حتا مرفه)آماری بالاتر از آنچه که درنگاه اول به نظر میرسد دارد. ظاهرا هیچ پاسخ درستی در مورد پوچی زندگی پیدا نکرده ایم و بهترین راه مقابله با آن، فرار از آن پرسش است. متاسفانه بخش بزرگی از هفت میلیارد آدم کره زمین کماکان توانایی تفکر مستقل ندارند و نتیجتا فرایند های احمقانه ساخته اند. به عنوان مثال به سیستم های آموزشی سراسر دنیا نگاه کنید؟ خطاهای شناختی مغز اثرشان را در همه بی منطقی های عالم نشان میدهند. حتا بدن انسان ضعیف است و هنوز لباس مرد آهنی نساخته ایم. با کوچکترین ضرباتی احتمال قطع نخاع شدن، قطع عضو و درد های شدیدتری هست و خلاصه کلام که در بهترین حالت های زندگی هم، زندگی رنج دارد. من صلاحیت ندارم که قضاوت کنم رنج آن به تجربه زندگی می ارزد یا نه. چون نه بهترین حالت هایش را تجربه کرده ام نه میدانم در آن عوالم چه میگذرد. اما توییت های خالق ماینکرفت خوانده ام.کتاب های شوپنهاور را هم و حتا عکس های اینستاگرام دن بیلزریان را هم دیده ام.
حرفم این نیست که بچه دار نشوید. میگویم حداقل به این موضوعات فکر کنید و بعد تصمیم بگیرید. تا حداقل فردی را که تصمیم گیری در موردش به شما سپرده شده است، وجودش حاصل یک روند تصادفی و فکر نشده نباشد. اگر بچه دار شدن در خاورمیانه را یک حماقت محض بشماریم، شاید بشود گفت بچه دار نشدن در یک کشور پیشرفته بیشتر یک اکت فلسفی باشد، که حتا خود من هم شاید آن را قربانی عمگرایی کنم اما در هر صورت کمتر کسی از فکر کردن ضرر دیده است.بگذارید فرزندتان حاصل تفکر باشد تا جدا شدن اتفاقی مولکول های پیوسته یک تکه پلاستیک.
پی نوشت: این نوشته مسلما مخاطب عام ندارد. تشویق به نیاوردن فرزند نمیکند، صرفا قصدم پرسیدن است. میدانم که اگر همه تصمیم بگیریم که فرزند نیاوریم نسل بشر منقرض میشود اما اگر همه میتوانستند به چنین چیز هایی فکر کنند احتمالا آن موقع دنیا جای بهتری شده بود و دیگر جواب عملی سوالات بالا منجر به وازوکتومی نمیشد. اما تا آن روز که شعور جمعی آنقدر بشود که دنیا از حالت امروزش بهتر شود، آن ها که عادت به زندگی گله وار ندارند، اگر این سوال ها را از خودشان بپرسند، احتمالا افراد زیادی را رنج بوجود آمدن معاف میکنند.