اول از همه، من طرفدار صبح زود بیدار شدن و 120 ساعت کار در هفته نیستم. طرفدار تنبلی هم نیستم مشخصا. اما دو نکته را همیشه مد نظر دارم. چارچوب سحرخیزی و کار زیاد برای زمانی بود که تولیدات سخت به مقیاس انبوه میرسیدند. یعنی در دوران صنعتی سازی برای تولید یک میلیون جارو نیاز به صد هزار ساعت کار بود(که تقسیم بر تعداد نفرات میشد)، بدیهی است که هر چه بیشتر کار میکردی، دست آورد بیشتری نصیبت میشد. در دنیای حاضر مقیاس پذیری به تقریبا رایگان انجام میشود (مقایسه کنید هزینهی دیدن این پست توسط ده هزار نفر را با تولید ده هزار مثلا قطعه صنعتی یا حتا کتاب یا روزنامه) و خب در چنین جهانی، میزان دست آوردهای شما لزوما تابعی از میزان ساعت کاریای که انجام دادهاید نخواهد بود. از طرف دیگر، این خزعبل ورک اسمارت، نات هارد را هم قبول ندارم. برای اسمارت کار کردن نیاز به تجربه و دانش داریم و برای بدست آوردن تجربه و دانش نیاز به سخت کارکردن. نتیجتا نه طرفدار چهار ساعت خواب شبانه روزی هستم، نه لش بودن، فکر میکنم چهار پنج ساعت کار مفید در روز بعد از یکسال هم میتواند فرضا درآمد ما را چندین برابر کند. اما برای این که یاد بگیریم کار مفید چیست، نیاز به عرق ریختن بیشتری داریم. دوستی میگفت دوسال طول کشید تا فهمیدم چطور برنامه نویسی یاد بگیرم، بعد از آن در عرض دو سه ماه به هدفم رسیدم.
نتیجتا، این نوشته در ستایش سحرخیزی نیست، صرفا اگر حس میکنید لازم است صبح زود بیدار شوید، اینجا چند تکنیک مورد استفاده خودم را نوشته ام. (روزنگارش این پست، تعطیل است و من خودم ساعت دوازده ظهر بیدار شده ام: )).

رطب
تکنیکها و روشهایی که در پایین میگویم بی استفاده خواهند بود اگر هدفی از بیدار شدن نداشته باشید. در واقع باید دلیلی برای بیدار شدن باشد، یک تصویر خیلی واضح و روشن از دلیل بیدار شدن. در دوران مدرسه چرا بیدار میشدیم؟ چون میدانستیم ناظم و مدیری و پدر و مادری وجود دارند که حساب کار مارا نگه میدارند. انگیزهی منفی ترس از یک تصویر واضح در مورد تنبیه شدن باعث میشد که بیدار شویم. یا خب کار کارمندی روتین هم میتواند چنین تصویری ایجاد کند. اما برای صبح زودتر تر بیدار شدن. ساعت مثلا پنج یا شش صبح انگیزه منفی بزرگسالانه کار نمیکند. چرا که خب چیزی نیست که یک بزرگسال را آنقدر بترساند نتیجتا باید برویم سراغ خر کردن خودمان. با تصاویر جذاب. اینجا نیاز است دو مورد را تفکیک کنیم. در واقع نیاز به دو تصویر جذاب داریم.
هدف و روتین:
وقتی دربارهی هدف صحبت میکنیم، خیلی واضح است که دربارهی چه چیزی صحبت میکنیم. نمیخواهم شبیه برایان تریسی یا نتورکی های خدابیامرز صحبت کنم اما چیزی که میگویم را امتحان کردهام و حداقل در مورد من جواب داده است. وقتی هدف میگذارید، باید تصویر واضحی از چیزی که میخواهید داشته باشید، مثلا ماهی فلان ملیون تومان درآمد، بعد این فلان ملیون تومان را تصور کنید. تصور کنید چکارهایی میتوانید با آن انجام دهید و چه تغییراتی در زندگی شما میدهد. یا مثلا اگر درگیر کنکور هستید، فلان دانشگاه را تصور کنید. خودتان را در ورودی اش ببینید. نه برای این که کائنات به کمک شما بیاید نه. مغز انسان تصاویر را بهتر میفهمد. این تصور کردن مغز شما را وادار میکند که فاصله اش تا هدف را برآورد کند و برای رسیدن به آن نقطه نقشه بکشد. پس هدف داشته باشید. اگر لازم است هدفتان را بنویسید یا تصویرش را چاپ کنید بگذاری کنار تخت تا اولین چیزی باشد که صبح میبینید. در واقع در لحظه های اولیه بیدار شدن باید هرمون های انگیزه دهنده در شما ترشح شود. باید آن تصویر واضح را ببنید تا مغزتان دلیلی برای بیدار شدن داشته باشد.
بگذارید رو راست باشیم. من حس میکنم که بیدار شدن حتا درد فیزیکی دارد. یعنی احتمالا قسمت هایی را در مغز فعال میکند که مربوط به درد هستند. و مغزهم از درد گریزان است. نتیجتا میتواند به راحتی دلایلی بتراشد که شما را قانع کند که بیدار شدن ایدهی خوبی نیست. آن تصویر میتواند به شما کمک کند که به دسیسه ی مغزتان پیروز شوید.
دومین چیزی که باید داشته باشید یک روتین است. باید یک سری اعمال از قبل مشخص برای انجام دادن داشته باشید. شما زمانی که خونریزی دارید نمیتوانید در مورد خرید خانه تصمیم بگیرید. بیدار شدن صبحها به اندازه کافی سخت هست و نمیتوان با درد تصمیم گیری سخت ترش کرد. روتین خود من شامل سه مرحله است. مسواک و شستن دست و صورت، دم کردن قهوه و مرتب کردن تخت.
خوبی مسواک است که یک حس فرشی وارد بدن میکند(از راه دهان: ) ) که خب کمک میکند خوابمان بپرد. قهوه هم حداقل من را تا دوساعت طوری شارژ میکند که حتا اگر بخواهم دوباره بخوابم هم نمیتوانم. البته قهوه کیفیت و کمیتهای بیشماری دارد که من یکی از کم هزینه ترین راهها را انتخاب کردم. یک موکاپاد و پودر قهوه. همین: ) اگر هم مثل من خیلی نابلد هستید در هرجایی که احتمالا قهوه میفروشند بگویید پودر اسپرسو میخواهم دارک باشد، به تلخی سرنوشتم: ) من البته شیرینش میکنم. البته این روش در کنار اثر فوق العاده ای که دارد، یک اعتیاد مختصر هم ایجاد میکند که میتواند دردسرساز باشد اگر به تغذیه تان خیلی اهمیت میدهید. برای من زودبیدار شدن نسبت به عدم اعتیاد به قهوه اولویت بیشتری داشت نتیجتا انتخابم این شد.

صد البته که موکاپاد من زیباتر است
موبایل و شبکههای اجتماعی همیشه دشمن بوده اند اما اینجا به نظر من میشود از آن ها کمک گرفت. اگر خیلی سخت بیدار بشو هستید دو تا کلک خوب با موبایل میشناسم که کمک کند سرحال شوید.
یک: میتوانید اپلیکیشن اسلیپ را نصب و از مودهای مختلف آن استفاده کنید. اپهای مشابه زیادند اما ایده ی پشتشان یکی است. به زور از خواب بیدار کردن. کلکهای مختلفی دارند؟ مثلا تا یک مسئله ریاضی حل نکنید، آلارم را خاموش نمیکند. تا مثلا به فلان جای خانه نروید و فلان کپچا را اسکن نکنید، آلارم را خاموش نمیکند. یا فیچر مورد علاقه ی من، تا چراغ را روشن نکنید و رو به دوربین لبخند نزنید، آلارم خاموش نمیشود. تاکید روی این که اپهای مشابه زیاد است اما این یکی را شخصا استفاده میکنم چرا که تقریبا همه فیچرها را دارد و خواب را هم ترک میکند و نسخه پریمیومش را از سایت های ایرانی هم میتوانید دانلود کنید هرچند توصیه نمیکنم و واضح است که میتوانید اپهای دیگری را هم استفاده کنید.
دو: یوتیوب و موزیک ویدیو. موزیک خوب باعث ترشح هورون های مختلف در بدن میشود اگر با تصاویر خوب همراه شود چه بهتر. قدیم لیستی از موزیک ویدیوها را در گوشی داشتم اخیرا هم که آنلاین نگاه میکنم. دیدن موزیکویدیو یا این هر مدل ویدیویی که علاقه دارید کمک میکند که مغزتان سرحال بشود سر صبح. در واقع من نقطه ضعف های شخصی ام را میدانستم. مثلا اگر کسی را میشناسم که نقش دکتر دره برای امینم را در زندگی ام بازی میکنم موزیک ودیو آی نید ا داکتر امینم را نگاه میکنم یا مثلا حتا تیلور سویفت با همهی جوادیاش موزیک ویدیوهای محرکی دارد و خب اگر هم سلیقهی بهتری از من در موزیک دارید احتمالا گزینههایتان بی شمار است.
هشدار: چک کردن سوشیال مدیا با توجه به ترشح دوپامین اثر مشابهی دارد. اما یک بدی بزرگ هم دارد. آقا جردن پترسون به ما یاد داد که مرتب کردن رخت خواب در ارتش سر صبح حس انجام کار مفید را القا میکند برای همین اجباری است. و شما هم میتوانید تختتان را مرتب کنید تا حستان خوب شود. با همین فرمان چک کردن سوشال مدیا میتواند حس بی فایدگی و بدرد نخور بودن را در شما بوجود بیاورد تازه اگر به شما چیزی نشان ندهد که اعصابتان را بهم بریزد که با توجه به برههی حساس کنونی، چک کردن شبکههای اجتماعی را کله صپی توصیه نمیکنم هر چند خواب را از سر آدم مپراند.
اگر خیلی خیلی خوابالو هستید هم یک راه حل اتمی میشناسم که با این که خودم امتحانش نکردهام، اما به نظر جواب میدهد. ایده اش را همان یوتیوب گرفتهام. ویدیو مربوطه را میتوانید اینجا ببنید اما من هم توضیح مختصری میدهم:
یک سری ابزار هستند برای مدیریت شبکه های اجتماعی، مثلا میتوانید مشخص کنید در فلان ساعت خاص فلان پست ارسال شود. به عنوان مثال در توییتر توییت شود. ساده ترین و ارزان ترین استفاده از توییت دک است و راههای پیچیده تری هم وجود دارد که با سرچ میتوانید آنها را پیدا کنید. برای ساعت شش صبح یک توییت میگذارید، که: این یک توییت زمان بندی شده است، و من یک تنبلم. بخاطر این که خواب موندم به پنج تا منشن اول بیست هزارتومان میدهم. (یا یک جریمه ای به این شکل) و بعد ساعتتان را برای پنج و پنجاه دقیقه کوک کنید. به شما قول میدهم خجالت اجتماعی باعث بشود که مثل فشنگ از تخت بیرون بیایید و ارسال توییت را کنسل کنید. این ترسیدن از ضایع شدن جلوی جمع یکی از قوی ترین نیروهایی انگیزاننده ی انسانی است، میشود از آن خیلی جاها استفاده کرد.
نکته: تکنیک های بالا همه برای اجیر کردن ما خوب است. اما بعد از برطرف کردن خطر باید انگیزه ای برای بیدار ماندن وجود داشته باشد. و آن همان هدف و تصویر بالاست. اگر هم خیلی آدم اهل هدف گذاشتنی نیستید و مثلا صرفا از نوشتن یا کدنویسی لذت میبرید، خودتان را در حال انجام کارتان تصور کنید. یک تصویر دلپذیر انگیزاننده باید توی ذهنتان باشد. حالا هدف نشد، تصور مسیر، تصور کار مورد علاقه تان. مهم این است که انگیزه کافی داشته باشید.
تقریبا پایان. اگر فکر میکنید این پست میتواند به دوستی کمک کند از اشتراک گذاری آن در تلگرام یا توییتر دریغ نکنید. : )