آپدیت: پس مدتها دوباره بخشهایی از فرندز را دیدم، به نظرم هنوز که هنوز است، آن معجزهی همیشگیاش را با خودش دارد.دست مریزاد واقعا.
\1. \2ا این که مدتها بود که تعریف سریال را شنیده بودم، اما هیچوقت فرصت دیدنش پیش نیامده بود.مدتها بود که سه فصل اول را در پوشه سریالهایم داشتم اما به سراغشان نمیرفتم و شاید الان خوشحال باشم که در چه مکان زمان مناسبی به سریال رسیدم.
\1. \2و ماهِ پیش بعد از بیرون آمدن از یک رابطه شکست خورده، احساس جراحتِ روحی زیادی داشتم. تصمیم گرفتم با یک رژیم رسانه ایِ کمدی، خودم را به لبخند بسپارم بلکه هورمونها و خنده روندِ گذر از بحران را سریعتر کنند. در پایان چیزی که نصیبم شد نه تنها مقدار زیادی خنده و سرخوشی بود، بلکه حدود 250 جلسه رواندرمانی 20 دقیقهایِ رایگان هم داشتم که زندگی عاطفی ام را برای همیشه نجات داد.
\1. \2ر ستایش فرندز بسیار خواندهام که تخصص اصلیاش ارتقاءِ کیفیت دوستیهاست. که احتمالا هم هست، اما به من در بُعد دیگری کمک کرد. راس و ریچل و آن_آف ریلیشن شیپِ شان، کمک بسیاری کرد تا خودم را از بیرون ببینم.اشتباهاتم را، حماقتهایم را. از چندلر وفاداری یادگرفتم و از جویی معرفت و همینطور فیبی به من یاد داد وقتی هنوز دلم پیش کسی کسی گیر است، سوار هواپیمایی که حتا یک فلنجی هم ندارد، نشوم و برگردم و راس را در آغوش بگیرم.
4. من بارها مجموعه هریپاتر و حدود پنج سری رمان علمی تخیلیِ دیگر را در دورهی دبیرستانم خواندهام. اگر کرمِ کتاب باشید میدانید جنس وابستگیِ که کتاب میآورد از بهترین فیلم و سریالها چندین مرتبه بزرگتر و شدیدتر است، به همین دلیل مانند نِردهای فروم های سینمایی چندان به فرندز وابسته نشدم اما قدرش را میدانم.فرندز برای من خیلی خیلی بیشتر از بهترین سیتکامِ تاریخ تلوزیون است. فرندز من را با خرده فرهنگ یک جامعه لیبرال آشنا کرد و نه تنها آشنا کرد(که همه آشناییم) بلکه کاری کرد که با آن زندگی کنم و در عمل بفهمم، بعضی از هنجارهای جامعه سنتیام چقدر احمقانهاند و چقدر میتوان راحتتر زندگی کرد و خیلی از وسواس های فکری را کنار گذاشت.
5. فرندز من را از بزرگترین رنج روحی زندگیام رهاند و یک وسواس فکری اساسی را از من دور کرد.خیلی کم میشود که محصولِ یک رسانه مانند تلوزیون، چنین کمکی به مخاطبش بکند اما فرندز به من کرد و من بینهایت مدیون آن هستم. پُرواضح است که سفره آن گسترده است و هرکس بسته به فضای فکریاش از آن بهره میبرد.

\1. \2ربارهی فرندز حرف و تحلیل زیاد است و همه با یک سرچ در دسترس است و من هم در این وبلاگ قصد معرفی فیلم و سریال ندارم، قصدم از این نوشته بیشتر نشان دادن بُعدی از سریال بود که شاید کمتر به آن پرداخته شده و در انتها مطرح کردن یک سوال.
عدم امضای معاهدهی کپیرایت توسط ایران و نفوذ بالای اینترنت باعث شده، مقادیر زیادی از محتوای رسانهای کشورهای دیگر به رایگان بین مردم و مخصوصا نسل بعد دستبهدست شود.آیا در بلند مدت این اتفاق نوعی توفیقِاجباری و یکی از سادهترین مسیرهای اصلاح جامعه نیست؟ یا حتا این تقابل فرهنگی هم تاثیری در افزوده شدن دانش توده عوام ندارد؟ جواب هر چه که هست، من دوست دارم امیدوارانه به داستان نگاه کنم.
شاید بخواهید بخوانید: