من در گذشته نوشتم که علاقه من به وبلاگنویسی از سر برندسازی و یک ترند یا یک تصمیم ناگهانی نبوده است. به وبلاگنویسی علاقه دارم و تا روزی که بتوانم ادامه میدهم. این مطلب در نتیجه یک فرایند تصمیم گیری نسبتا سخت نوشته شده است. حقیقت این است که تا حداقل سه ماه آینده وقت آزاد کمی دارم. وقت آزاد کم یعنی خیلی کم. من دوست داشتم هرروز پست جدید بنویسم اما هر پست تقریبا در کمترین حالت ممکنش دوساعت وقت مفید من را در پروداکتیو ترین ساعت هایم میگیرد. این به غیر از مشغولیت فکری است که بروز کردن وبلاگ در طول روز برایم ایجاد میکند. تا حداقل ابتدای بهمن ماه نمیتوانم به استاندارد هایم در مورد وبلاگ نویسی پایبند باشم. وبلاگ خوبی که متعلق به من باشد باید هر دوروز یک بار بروز شود و در پشت هر مطلبش هم حداقل یک ایدهای نو نهفته باشد. میدانم تابحال نتوانسته ام به این استاندارد پایبند باشم اما تلاشم را کردهام. اما این روزها هرچقدر برنامه های چندماه آینده را بالا و پایین میکنم نمیتوانم حالتی را تصور کنم که در آن میتوانم حداقل تلاش کنم هردو روز یک پست بنویسم. حالا تلاشم موفق نشد هم فدای سر فواد انصاری. این شد که میخواهم بگویم فرکانس به روز رسانی وبلاگ را برای چند ماه پیش رو کمی کندتر میکنم. ماکسیموم: ) هفته ای یک پست. اما قول میدهم پروپیمان باشد. این که این را نوشتم از جهت ناز کردن و این اداها نیست.حقیقتا من شرمنده آمار کسانی هستم که تا روزانه بیست بار به اینجا سر میزنند و حتا ممکن است آنها را نشناسم. بارش بر روی دوشم سنگینی میکند. هرچه کردم نتوانستم بگویم بیخیال خودشان کم کم میفهمند هفتهای یکروز بیشتر به روز نمیشوی. خلاصه این که شرمنده اما از این شرایط که بیرون بیایم برمیگردم و به خودم قول دادهام زندگیام را به نقطهای برسانم که برای خواندن و نوشتن هرروز به مقدار زیادی وقت داشته باشم. اینجا را به هیچ وجه رها نمیکنم. آنقدر از محتوا خیر دیدهام و آنقدر ارزشش را میدانم که تا آخر عمر رهایش نکنم.
و بخشی از مشغولیت چندماه آینده یک پروژهی شخصی است. آنقدر تجربی و برپایه نظریات شخصی خودم است که تاجایی که بتوانم آن را مستندسازی خواهم کرد و نتیجه اش را در یک فرمت محتوایی مناسب منتشرش خواهم کرد. امیدوارم که موفق شوم شما هم امیدوار باشید
این پست هم مترادف شده است با نتیجه انتخابات آمریکا. دروغ چرا حالم خیلی گرفته شد. از خیلی جهتها. یکجورهایی مثل آدمی شدهام که خیلی از باورهایش شکسته شده است. حداقل درسهایی خوبی برای ما داشت. اعتماد بیش از حد به رسانه مضر است. عاقل ترین اجتماعات و قوی ترین افراد هم درگیر حباب میشود و الخ. دلم میخواهد خیلی خیلی بیشتر بنویسم اما انگیزه ندارم.
اگر بخواهم چیزی بگویم برای این که خودم را متعهد کرده باشم باید بگویم آخر هفته ها و در واقع جمعه ها پست ها را منتشر میکنم. میدانم که این سه ماه هم به سرعت خواهند گذشت و امیدوارم در انتهای آن از تصمیم راضی باشم و نتیجه خوبی برای ارائه داشته باشم.